محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

635

خلد برين ( فارسى )

تاتار آوارهء ديار ادبار شدند در بهار سال ديگر كه موعد تعلل و تأخير سمايون خان در اطاعت فرمان به سر مىرسيد مصلحت دولت مقتضى آن گرديد كه فوجى از عساكر ظفر نشان و موجى از درياى بىپايان به سركردگى جمعى از امراى عالى شان [ 137 ] بر بوم و بر گرجستان گذر كنند و به نوعى كه مقرون به صلاح دولت روز افزون شمرند مهام گرجستان را نظام و انتظام دهند . بنابر اين ميرزا سلمان وزير به اتفاق چند تن از امراى صائب راى صاحب تدبير و بيست هزار نفر از لشكر ظفر تأثير به اين خدمت سرافرازى يافته به صوب گرجستان شتافتند . چون خبر قرب ورود امراى عالى شان به ولات گرجستان رسيد از خوف و هراس بىقياس چون ماهى در شبكهء اضطراب افتاده بناى كار نافرمانى را بر تمهيد معذرت و عذرخواهى نهادند و چون الكسندر خان به علانيه و عيان ، ابواب اطاعت فرمان بر روى روميان گشوده بود به ترجمان آن پيشكشى نمايان بر گردن گرفته ميرزا - سلمان و ساير امراى عالى شان را شفاعتخواه گناه خود نمود . ايشان نيز با وى از در دلجوئى درآمده به مقتضاى مصلحت وقت ، افسر سرافرازى از دامادى شاهزادهء و الا نژاد بر سر وى نهادند و دختر وى را نخست در سلك ازدواج آن فروزنده گوهر درآورده خدمتش را به دوستى و موافقت اين دودمان و الا شان و احتراز از متابعت مخالفان به تخصيص روميان سوگند دادند . چون خبر اطاعت و انقياد الكسندر خان به سمايون خان رسيد به اتفاق مسيب خان متوجه معسكر امراء گرديد و امراى صائب راى ، آن دو سركش پيش خود بر پاى را با يكديگر از در صلح و آشتى درآورده به كيش عيسوى و ملت نصرانيت قسم دادند كه بعد اليوم برادرانه با هم سلوك نموده در همه حال از صلاح و صوابديد يكديگر تخلف نورزند و در يكرنگى و يكجهتى اين دودمان و الا قدم بر قدم هم نهاده در دفع دشمنان اين و الا خاندان با يكديگر متفق باشند . و بعد از تشييد مبانى صلح و صلاح ، صبيهء سمايون خان كه به وساطت ورود